چهری تکراری
افتاده دل تنگم در بستر بیماری
ای دوست بیا اینک از بهر پرستاری
ای دوست مگر امشب بود تو بکار آید
کار دل من را ساخت تنهایی و بیماری
سرمستم و بیمارم بازیچه ی افکارم
می چرخم و می نالم چون ساعت دیواری
من ساخته ام با درد این چهره ی مسکین را
گفتی که تماشاییست این چهری تکراری(( احسان ))
pesarahwazi_6001@yahoo.com
