تبليغاتX
از زمین تا بخدا دوستت میدارم - جادهای سرد

از زمین تا بخدا دوستت میدارم

تا گرم آغوشت شدم چه زود فراموشت شدم

جادهای سرد

شنيدم مردی از اين جاده های سرد می آيد

و من شکی ندارم بی برو برگرد می آيد

و پای صحبت ما می نشيند مثل آيينه

دلش حتی برای حرفهامان درد می آيد

پر از آوازهای «عاشقانه»‌ می شود يک روز

همينجا که فقط بوی سکوتی سرد می آيد

و با آنی که نامرد از در و ديوار می بارد

به آب و آينه سوگند مثل مرد می آيد

رفيق روزهای بی سر و سامانی مردم

که شعر خسته ام را آسمانی کرد می آيد

شما نشنيده می گيريد اما راست می گويم

شبی يک مرد از اين جاده های سرد می آيد

+ نوشته شده در  84/09/09ساعت 22:31  توسط احسان  |