پاییز
در این غربت برهنه ی پاییز
دل
به خزان چشمانت سپردم
چشمانت که من ابر آسمانش شدم
تا ببارد و نوازش کند دشت گونهایت را
می دانم مسیر عاشقیت رادر پیکر پوسیده ی من یافته ایی
تا مرور کنم
و
به یاد آورم اندیشه هایم را
که مدام در آن پرسه میزنی
به من نگاه کن
تادر مر دمک چشمم تصویری از خود ببینی
پاییز را از یاد مبر
احسان
